|
اکبر گنجی
پاسخ به کديور
ليبراليسم، محصول جانبی دموکراتيسم
محمدرضا نيکفر
يادداشت بيارزش يک دانشجوي فلسفه که در مهرماه ۱۳۸۷ به دليل اعتقاد
به ديانت بهايي از دانشگاه شهيد بهشتي اخراج شد
سنت گرايان
رامين وصلی
رژيم و ايدئولوژی تبعيض
محمدرضا نيکفر
مشخصههای اصلی رژيم حاکم بر ايران چه هستند؟ رژيم، جامعه را چگونه مورد
خطاب قرار میدهد؟ جامعه، چرا آن خطاب را میشنود؟ چرا تصور "دولت بد –
مردم خوب" را بايد کنار گذاشت؟ چرا رژيم اصلاحپذير نيست؟ و چرا نبايد
تصور کرد چارهی اين رژيم اصلاحناپذير سردادن شعار سرنگونی است؟ چرا
انقلابیگری شکست خورده است و با وجود اين چرا بايد سنت انقلابی را ادامه
داد؟ ايدهی انتظامبخش مبارزهی سياسی در ايران چه بايد باشد؟
امام زمان به چه کار فقها میآيد؟
نوشتهی اکبر گنجی
بخش اول ـ تأملاتی
دربارهی تروريسم مقدس
بخش دوم ـ موعودگرايی
اديان و مهدی موعود شيعيان
بخش
سوم ـ نقد دين، نقد دولت
بخش
چهارم ـ امام زمان ، قدرت ، ثروت
بخش
پنجم ـ امام، مصداق انسان کامل عرفا
ضميمه ـ پيشينهی نظريهی
«علمای ابرار» در دوران اخير
بخش
شـشم ـ غاليان و برساختن تشيع کنونی
بخش
هفتم ـ تشيع فقها، در برابر قرآن و ائمه
وبلاگ تختهء خاکستری
خاطرات انهدام
گفتگوی اختصاصی با
آيدين آغداشلو

«در دورهی من روزنامهنگاری مترادف بود با بیسوادی، کلیگويی،
پرتگويی. نمونهی زندهاش هم که تا امروز به کارش ادامه داده، دوست بسيار
عزيز و نازنين من مسعود بهنود
است . . . چند وقت پيش سنتوری مهرجويی
را ديدم حالم بد شد. يکی از بدترين چيزهايی بود که من ديدم . . . سر
كوچهي ما رستوراني هست به اسم دهباشيان
و يكي از معروفترين رستورانهاي سنتي ايران است. باقاليپلويش معروف است.
آنقدر به آنجا رفتهام كه شريكالمال آنها شدهام. به سبك فيلمهاي
مافيايي، وقتي من ميروم ميز مخصوصي را براي من آماده ميكنند . . .
روشنفکران ما به زبان يعجوج و
معجوج صحبت میکنند. اغلب سواد اندکی دارند. بسياريشان در بارهی
مخاطب کمتعداد فرهيختهی خودشان هم علم و اطلاع درستی ندارند . . . مسعود کيميايی دوست عزيز من
است. موجود بسيار نازنينیست. اما سواد چندانی ندارد. داريوش مهرجويی؟ نه! عباس کيارستمی؟ نه! اينها
اصلا به مرتبت روشنفکری نزديک نمیشوند. . . . روشنفکر طراز اول شميم بهار است؛ از هر نظر.
هميشه برای من الگو و بزرگتر بوده. هر چه بنويسم به او نشان میدهم و
حرفش برای من حرف نهايیست. اگر او بگويد که صد صفحه از کتابم را دور
بريزم، میريزم . . .»
راز و رمز کلام الهی
قدرتِ قهر و فرمانروايی
فيروز نجومی
حکم ارتداد اکبر گنجی
پرسش از ايده های بنيادی دينی و علم مدرن
نوشتهء گئورک زيمل
مترجم ـ شهناز مسمی پرست
قرآن محمدی
نوشتهء اکبر گنجی
عقل گرايی و ايمان گرايی
برساخته های تاريخی
بی دليلی ختم نبوت
بی دليلی عصمت
عقلايی بودن زندگی پس از مرگ
خدای سخنگو و پيامبر نامه رسان
پيامبر راستگو و صدق مدعيات
زبان قرآن؟ مخاطبان قرآن؟
غبار آلود کردن قرآن و بيراهه
روی
پاسخ به نقد عطأالله مهاجرانی
آيا اسلام می تواند غيرسياسی شود؟
نوشتهء عبدی کلانتری
۱- تجربهء مدينه
۲- از جامعهء سياسی بدوی تا
امپراتوری
۳- چيزگون شدن ايمان
۴- ناکامی ليبراليسم در جهان
اسلام
از دينداری تا غيرتمداری
فيروز نجومی
در دفاع از لوسين لوی برول
يدالله موقن
ازدواج ايدئولوژيک
نوشتهء عبدی کلانتری
تبار شناسی روشنفکری ما
داريوش آشـوری
چنين خواند خطبه
خداوند خامنه اي
نوشتهء فيروز نجومی
فرضيهی کمونيسم
نوشتهء آلن باديو
مترجم: عبدی کلانتری
رمضان:
ضيافت آزادی
يا
اسارت و بندگی
فيروز نجومی
نقش اسطوره وتکنولوژی در ظهور توتاليتاريسم
از ديدگاه ارنست کاسيرر
نوشتهء مايکل کرويز
ترجمهء يدالله موقن
شرحی بر کتاب اسطورهء دولت
اثر ارنست کاسيرر
دربارهی صنعتگری در ترجمه
به انگيزهی ترجمهی "هستی و زمان" به
فارسی
محمدرضا نيکفر
از جهان اسطوره ای تا سياست افسون
زدايی شده
بی معياری و بی اصولی سياسي
نوشتهء اکبر
گنجی
تفاوت تمدنهای شرق و غرب
از ديدگاه ماکس وبر
يدالله موقن
همجنس گرايی: اقليتی ناحق؟ و فاقد حقوق؟!
اقليتها، سبکها و جماعات پر مسأله
نوشتهء اکبر
گنجی
مشکلِ برصحنهآوردنِ يک اثر خارجی
وقار که چون فرهنگ مرموز است
نوشتهء آشوربنيپال بابلا
شکوفايی و
انحطاط تمدن اسلامی
نوشتهء فرنان
برودل
مترجم: عبدی
کلانتری
بخش
اول ـ خاورنزديک پيش از اسلام
بخش
دوم ـ سرآغاز تمدن اسلامی
بخش
سوم ـ عصرطلايی تمدن اسلامی
بخش
چهارم ـ علم و فلسفه در تمدن اسلامی
بخش
پنجم ـ انحطاط تمدن اسلامی
زن، قدرت و عدالت
مصاحبهء روزنامهء کارگزاران با
محمدرضا نيکفر
از ديار حبيب تا بلاد غريب
مهرزاد بروجردي
اخلاق يا سياست
تفسير متن، تجربهء نبوي، سروش، و نيکفر
مراد فرهادپور
از حق بهايی بودن تا بهايی صاحب حق
بودن
نکاتی پيرامون فتوای اخير آيت الله
منتظری
اکبر گنجی
جامعه
چند فرهنگی و
گفتگوی
فرهنگها
سيما
راستين
پست مدرن به روايت جان هيك
رامين وصلی
جان هيك معتقد است :
۱ـ وحي ، الهي نبوده و بشري است .
۲ـ پلوراليسم هم در معرفت و هم در رستگاري است ، اديان هم ارزند.
۳ـ گوهر دين ” تجربه ي ديني “ است . اين تجربه براي ديندار و غير ديندار
اتفاق مي افتد اين تجربه ي ديني ، حاصل برخورد با امر متعالي و نامحدود
است.
۴ـ تمام قصد و هدف دين ، برپاكردن انقلابي كپرنيكي است بدين معني كه آن
تحول و انقلاب دروني مهم است كه تغييري در رفتار و سلوك در بردارد. ايمان
، رويكردي پيش استدلالي است و بحث عقلاني در باب دين جائي ندارد . به
عبارتي ديگر تلقي عارفانه از دين مطمح نظر است زيرا دين امري وجودي است.
۵ـ گزاره هاي ديني ابطال پذيرند.
قلمرو عمومی و مردمسالاری
شاهرخ حقيقی
سکولاريسم چالشی واقع گرايانه است
مصاحبه مدرسه فمينيستی با مهرداد درويش پور
سکولاريزاسيون يعنی آزادی زن
محمدرضا نيکفر
در گفتگويی با مدرسهء فمينيستی

لوكاچ در كوه جادو
يدالله موقن
تاريخچهء نظافت بدن
نظريه
لوسين لوی ـ
برول در باره
ذهنيت ابتدايی
يدالله موقن
مباني
فلسفي نظرات
لوكاچ
يدالله موقن
لوكاچ و ژانر ادبي مدرنيسم
يدالله موقن
مصاحبهء راديويی حسـين مـُهری با
آرامش
دوسـتدار
بخش اول
MP3
RealAudio
بخش دوم
MP3
RealAudio
بخش سوم
MP3
RealAudio
محمدرضا نيکفر
تفسير و تجربهی ستم





|