تاريخچهء نظافت بدن

نوشتهء وينيفرد گالاگر
مترجم: عبدی کلانتری

فايل صوتی
فايل صوتی با سرعت معمولی

فايل پی دی اف برای چاپ

در عصر جديد و در جهان غرب ــ جهانی که به تميزی خو کرده ــ ممکن است تصور کنيم که نظافت شخصی چيزی است که همهء مردم به يکسان در همه جا قبول دارند. اما در سفری به هند، نخستين چيزی که نظر مرا جلب کرد اين بود که در مستراح بسيار ترـ وـ تميزِ هتل، نه خبری از {صندلی} توالت آشنای من بود و نه از دستمال توالت! در عوض، يک سوراخ برای نشستن سرپا روی آن، يک شيرآب، و يک آفتابه وجود داشت.

به تدريج که اين حقيقت در ضمير من ته ـ نشين شد که جهان به دو گروه تقسيم می شود، آنها که خود را می شورند و آنها که خود را دستمال می کشند ــ و هرگروه به برتری روش خود ايمان راسخ دارد ــ اين نکته را هم متوجه شدم که در هند، مانند بسياری از مناطق جهان، مردم از قديم الايام نه تنها به نظافت، بلکه به طهارت هم می انديشيده اند؛ نظافت مربوط به تميزی بدن است، اما طهارت، علاوه بر بدن، مربوط به پاکی روح نيز می شود، يا دستکم با منزلت دينی و فرهنگی ارتباط پيدا می کند. از همين رو، اگر يک هندوی مؤمن با جسمی نجس تماس حاصل کند، حتا اگر دوش بگيرد و صابون بکشد، بازهم از لحاظ مذهبی ناپاک به حساب می آيد.

گوناگونی های فرهنگی دربارهء دو مفهوم «پاک» و «ناپاک» هم به تاريخ نوع بشر به طور کلی مربوط می شود و هم به تاريخ نظافت بدن به طور اخص. يک خانم تاريخنگار بريتانيايی به نام «ويرجينيا سميت»، استاد «مدرسهء عالی بهداشت و طب گرمسيری در لندن» به تازگی کتابی به نام «تميــز» منتشر کرده است. اين کتاب تحقيقی است دربارهء «جنبه های تجربی و مادّی» ی عمل نظافت و «تصورات غيرمادی {معنوی}» دربارهء طهارت. او در ابتدای اين کتاب مشاهده می کند که تشريفات مربوط به رسيدگی به سر و وضع و ظاهر، ريشه در رفتار اجداد ما، پستانداران بدوی، دارد.

در حقيقت، از ابتدا تا همين اواخر، يعنی تا قرن هفدهم ميلادی، در آثار نقاشان و هنرمندان، تصاويری از زنان مرفه را داريم که با غرور تمام مشغول گرفتن شپش های کودکان شان هستند، درست مثل ميمون هايی که بچه های خود را می جورند و کک زدايی می کنند ــ اين هم نوعی مهارت است که شايد امروزه، با بازگشت شته و ساس رختخوابی، می ارزد که دوباره به آن مجهز شويم.

با فرارسيدن عصر مفرغ (۴۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح)، اجداد ما تا آن حد پيشرفت کرده بودند که به زبان عصر خودشان به وضعيت «الو» (ellu) رسيده بودند، واژه ای که در تمدن بين النهرين به معنی «پاکيزگی زيبا» بود و شامل مراتب زيادی از «مراقبت شخصی» می شد. مثل امروز، در آن دوران نيز مردم متمول با انواع محصولات زيبايی و تشريفات خاص به سر و وضع خود می رسيدند ــ شست و شوی تن و اصلاح صورت، آرايش مو، استفاده از لوازم آرايش صورت، مانيکور و پديکور و نظاير آن. آرايش و آراستگی به طور روزافزون نشانهء منزلت اجتماعی محسوب می شد. سرزمين مصر، نخستين پايتخت نظافتِ دولوکس به شمار می آيد که در آن آداب آرايش و موميايی کردن مردگان به اجرا در می آمد.

کسانی که دو فيلم سينمايی «بن هور» و «تروی» را ديده اند، می دانند که يونانيان و روميان باستان به نظافت اهميت بسيار می دادند. در کتابی به نام «ناگفته های کثيف دربارهء تميزی»، روزنامه نگار مقيم تورانتو (کانادا) خانم «کاترين آشن برگ»، از حماسهء «اوديسه»ی هومر آغاز می کند. یونانيان نه تنها بهداشت و نظافت بدن را برای ما به ارمغان آوردند، که بخشی از تندرستی عمومی محسوب می شود، بلکه حمام عمومی را نيز مرسوم کردند که مکان معاشرت هم بود. روميان همين مفهوم را از يونانيان گرفتند و گرمابه های عمومی ای پديد آوردند که بنا به تحقيق خانم آشن برگ، اهالی می توانستند در آنها، در آن واحد از خدمات سلمانی، مداوای طبی، و سکس بهره بگيرند.

با سقوط روم و اشاعهء مسيحيت، دوران گرمابه ــ چه عمومی چه خصوصی ــ سـپری شد و عصر غسل تعميد فرا رسيد. بزرگان کليسا، مانند بنيانگذار دين خود، تزکيه روح را به تميزی ظاهری ارجح می شمردند، زيرا نظافت راه را برای «گناهان تن» هموار می کرد. به اين ترتيب، يک زاهد مسيحی که از سر و پای او انگل و آفت بالا پايين می رفت و بوی گند بدن اش همه جا را می گرفت، قدر و منزلتی والا داشت و مظهر پالودگی به حساب می آمد. (در همان حال، مُشـرکان، بی دينان، و يهوديان، آزرده خاطر می شدند از اينکه عيسا افراد ناپاک را لمس می کرد، کسانی چون جذامی ها، زنان مشکوک، و حتا جنازه ها ــ پيروان مسيح حتا اجساد قديسان و قبور آنها را تکريم می کردند.)

قرن های متمادی، زنان شوهردار يهودی، تاقبل از سن يائسگی، از همه پاکيزه تر بودند زيرا خلوص و پاکی دينی ايجاب می کرد که هرماه به شست و شوی کامل بپردازند.

وضع نظافت در قرون وسطا کمی بهتر شد، به ويژه پس از آنکه سپاهيان جنگهای صليبی، حمام ترکی را وارد سرزمين خود کردند. روابط عاشقانهء دربار شاهان قرون وسطا نيز، خوش سليقگی و نظافت را می طلبيد. به زودی «شنبه حمام» در همه جا مرسوم شد. گرمابه های عمومی از استقبال مردم بهره می بردند و به نحو مطلوبی هم اداره می شدند. زنان باردار، از اين گرمابه ها برای «دراز کشيدن» تفريحی به همراه دوستان و نزديکان شان استفاده می کردند. پاريس و لندن پر از اين گرمابه های سرخوش بود که به آنها «سـتو» (محل بخار / stew) می گفتند. بعدها همين عنوان را به خانه های عشرت دادند.

دوران تاريک نظافت در قرن شانزدهم آغاز شد. ترس از امراض باعث شد که مردم ديگر حمام نکنند و به کلی از شست و شو بپرهيزند. به عقيدهء خانم آشن برگ، طاعون باعث اين رفتار شد. طاعون، از خود چندان جنازه باقی می گذاشت که خواباندن آنها در گورهای جمعی، به گفتهء يکی از اهالی فلورانس، مثل درست کردن لايه های لازانيا بود (غذای چندلايهء ايتاليايی). اما به عقيدهء خانم ويرجينيا سميت، عامل اصلی، بيماری سفليس بود که در قرن شانزدهم بيداد می کرد. طبيبان آن دوره که شناختی نداشتند، اعلام کردند شست و شو و آبتــنی خطرناک است زيرا پوست بدن را به روی «بخارات» می گشايد و همين بخارات، انواع بيماری ها را منتقل می کنند.

سران کليسا اعلام کردند اماکن شست و شو باعث تحريک اميال جنسی می شوند وامر به بستن گرمابه ها دادند. از قرن شانزدهم تا قرن نوزدهم، در بيشتر اروپا، يک فرد می توانست از گهواره تا گور را سپری کند بدون آنکه يک استحمام جدی کرده باشد. به گفتهء خانم آشن برگ، در اين دوران «آب دشمن محسوب می شد و می بايست به هربهايی از آن پرهيز کرد.»

اکثر روايات مخوف و طنز آميزی که دربارهء کثيف بودن مردم شنيده ايم از «عصر طلايی کثيفان والامقام» می آيد. در اين دوران، اشراف زير جواهرات و لباسهای زرق و برق دار و پوست خز، مملو از شپش و بوی گند بودند. در انگلستان، ملکه اليزابت با سربلندی اعلام کرد از حالا ماهی يک بار حمام می کند، «چه به آن نياز داشته باشد چه نداشته باشد.»

در اسپانيا، طی دوران تفتيش عقايد، مسيحيان با وحشت بسيار ميان خود زمزمه می کردند که خدا به دور، «شايع است که يهودی ها و مسلمان ها به حمام می روند!» در فرانسه هم پاکيزگی ارجی نداشت؛ مثلاً در تالارهای کاخ ورسای می بايست هرهفته فضولات انسانی را جمع آوری می کردند و بيرون می بردند.

کسانی که بدن شان از شدت چرک بو می داد، به جای استحمام، مرتب لباس های پاکيزه به تن می کردند. اين لباس ها در ميان اهالی هلند به يک مُد و تب مصرف تبديل شده بود. هنگامی که جان وسلی در سال ۱۷۹۱ آن گفتهء مشهور خود را بر زبان آورد که «پاکيزگی همان مقام الوهيت را دارد» ، منظور او بدن پاکيزه نبود بلکه لباس های تازه و تميز بود.

پس از اين دوران طولانی عـَفـَن، خانم ويرجينيا سميت می پردازد به اينکه چگونه اروپا آرام آرام به عصر روشنگری گام گذاشت و در اين دوران چطور جنبش های اجتماعی گوناگون هريک به شيوهء خود نظافت را تعريف کردند. در بريتانيای قرن هفدهم، تأثيرات توأمان ِ فرقه های اصلاح طلب پروتستان و گرايش های نئوکلاسيسيست به سمت بهداشت يونان باستان، باعث شد که مفاهيم «آرامش، پاکيزگی، و بی گناهی / بی آلايشی» در کنار هم بيايند. هوای خنک، سبزيجات، و حمام به مـُد روز تبديل شد و در حقيقت خود گرمابه و حمام شاخص يک مرد انگليسی شد.

در قرن نوزدهم، انقلاب صنعتی، دود و دوده را در شهرهای پر ازدحام پخش می کرد و آن ها را هر روز کثيف تر از روز قبل به جا می گذاشت . شاهزاده آلبرت که محبوب ملکه ويکتوريا بود، از بيماری تيفوئيد درگذشت. اين بيماری از امراض تازه ای بود که با گسترش شهرنشينی شيوع پيدا کرد و به همين سبب، اصلاح طلبان انگليسی مسألهء بهداشت عمومی و پاکيزگی شهری را به امری سياسی تبديل کردند.

شهرها به تدريج به سيستم های فاضلاب، و خانه ها به لوله کشی داخلی مجهز شدند. سود اين تسهيلات در اکثر اوقات به شهروند متوسط الحال می رسيد نه به اشرافی که ترجيح می دادند در خلوت خود، استحمام کنند. حتا تا سالهای ۱۹۲۰، يک خانم متشخص انگليسی که در لگن مخصوص و قابل حمل در اتاق خلوت خود تن می شست، با تحقير می گفت، «حمام مال خدمتکاران است.»

در اواخر قرن نوزدهم، ايالات متحده به مراتب از اروپا تميز تر بود. شهرهای کوچک و بزرگ در اين کشور جوان، تازه ساز تر بودند و ساده تر می شد آنها را به سيستم های بهداشت شهری و آبرسانی از سوی شهرداری مجهز کرد. آمريکايی ها به نوآوری و ابداع علاقه داشتند و هتل های آمريکايی با افتخار تبليغ می کردند که دارای دوش و مستراح سيفون دار هستند که جهانگردان را به خود جلب کنند. به مرور که زنان جوان هرچه بيشتر در دفاتر و کارخانه ها شاغل می شدند، کمبود خدمتکار خانگی باعث می شد که تکنولوژی شست و شو رشد کند و به خانه های معمولی برسد. در عصر بهبود طبقاتی و ارتقاء منزلت اجتماعی در آمريکا، نويسندهء آموزشگر سياهپوست «بوکر تی واشنگتن» در مؤسسهء تاسکجی «دستورات الاهی مسواک کردن» را موعظه می کرد.

وقتی که بحث به نظافت در عصر مدرن می رسد، کتاب خانم آشن برگ، جذاب تر از کتاب خانم سميت می شود. در فاصله سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۵۰، تبليغات تجاری ندا دادند که برای نظيف بودن، نه تنها آب و صابون، بلکه اختراعات تازه تر مثل دئودورانت ضد عرق، ومايع دهان شوی ضرورت دارد.

«محصولات زنانه» (به قول داروخانه های جديد) خود کتابی جداگانه طلب می کند. چه کسی خبر داشت که نخستين نوار بهداشتی برای قاعدگی زنان، همان بود که در جنگ جهانی اول برای پانسمان زخم سربازان مورد استفاده قرار می گرفت؟ مدتها قبل از آن آگهی های مبهم مارک «مودس» که فقط از کلمهء «زيرا» استفاده می کرد و يک زن زيبا را در روپوش خواب نشان می داد، مارک نوار بهداشتی «کوتکس» در اصل تبليغی بود که در آن تصوير چند پرستار زن و چند سرباز مرد را نشان می داد.

با آنکه خانم سميت عصر جديد يا مدرنيته را از جهت ثبت مدارک مربوط به نظافت و از لحاظ جذابيت تاريک اش، برتر از دوران ديگر می پندارد، تعلق عاطفی او بيشتر متوجه مصری های باستان و پيوريتن های مسيحی است. البته او اين نکتهء جالب را متذکر می شود که به احتمال زياد خوانندهء کنونی اين مطلب هم در طول زندگی اش، تغيير در مفاهيم مربوط به نظافت را تجربه کرده است. اين روزها چرکی خود را به شکل آلودگی محيط زيست نشان می دهد و جنبش های «سبز» [مدافع طبيعت] نمايندهء پاکی و پالودگی هستند.

هردوی اين مؤلفان، خانم ويرجينيا سميت و خانم کاترين آشن برگ، کتاب شان را با اين نظر به اتمام می رسانند: «هرچه پديده ها بيشتر تغيير کنند در اصل به همان صورت اول باقی می مانند.» آشن برگ با لحنی تمسخرآميز، يافته های يک بررسی را ذکر می کند که نيمی از جمعيت فرانسه هنوز به طور روزانه حمام نمی کنند اما از لحاظ مصرف عطر و اودوکلن و لوازم آرايش از بقيهء اروپا جلوترند. علارغم وجود صدها محصول «ضد باکتری»، ما به مراتب بيشتر از نياکان مان که بارها کثيف تر بودند، نگران نظافت خود هستيم.

خانم آشن برگ مي نويسد، بدون شک صدسال بعد مردم به دورهء حاضر «با حيرت نگاه می کنند و در عجب می مانند که نظافت معمولی به چه چيزهايی اطلاق می شود.»

هردوی اين کتاب ها که درباره تاريخ نظافت نوشته شده اند به ناگزير اطلاعات مشابهی را دربر دارند اما نحوهء ارائهء مطلب در هريک، مشخص می کند که جای کتاب در کجا است. کتاب «تميز» کامل تر و آکادميک تر است، با عناوين فرعیِ مورد علاقهء انتشارات دانشگاهی و هشتاد صفحه يادداشت و منابع؛ و نويسندهء آن خانم ويرجينيا سميت اعلام می کند که، «من بدون خجالت به دنبال جريان های جهانشمول هستم اما خودم را يک تاريخنگار محلی اروپايی (بريتانيايی) بيشتر نمی دانم.» از سوی ديگر، خانم کاترين آشن برگ مؤلف کتاب «ناگفته های کثيف دربارهء تميزی»، اثر زنده تری نوشته است که مملو از قصه ها و شايعات دربارهء افراد متمول يا مشهور است. نظر شما درباره سياستهای ناپلئون هرچه باشد، خوب است بدانيد که او هر روز يک حمام دوساعته می گرفت. در پايان، خوانندگان اين دو کتاب می توانند تصميم بگيرند که کتاب اول را در اتاق مطالعه بگذارند و کتاب دوم را در توالت. ///

منبع مقاله
Winifred Gallagher, "Bath and Body Works",
Wilson Quarterly, winter 2008, p. 89


مشخصات دو کتاب بررسی شده
CLEAN
A History of Personal Hygiene and Purity
By Virginia Smith
Oxford University Press, 457pp. $30.00

THE DIRT ON CLEAN
An Unsanitized History
By Katherine Ashenburg
North Point Press, 358pp. $24.00


*