|
۲۵ سپتامبر
۲۰۰۷
مهمانداران
احمدی نژاد در
دانشگاه
کلمبيا
آمريکايی
که نمی شناسيم
ـ بخش نهم
نوشتهء
عبدی کلانتری
فايل صوتی، بخش
اول، شش
دقيقه
فايل صوتی، بخش
دوم، شش
دقيقه
فايل
پی دی اف برای
چاپ
ديروز،
دانشگاه
کلمبيا واقع
در شهر
نيويورک مهماندار
رييس جمهور
ايران بود. دعوت
دانشگاه
کلمبيا از
محمود احمدي
نژاد، براي
سخنراني و
سوآل و جواب،
مخالفت
بسياري از
سياستمداران
و تحليلگران
رسانه هاي
آمريکايي را
برانگيخت. آنها
معترض شدند که
رييس دولتي که
خود از آزادي
بيان در کشورش
دفاع نمي کند
و در خاورميانه
مدافع
تروريسم است،
حق استفاده از
آزادي بيان در
دانشگاه کلمبيا
را ندارد. دعوت
دانشگاه
کلمبيا، فضاي
سياسي شهر
نيويورک را
براي يکي دو
روز متشنج کرد.
دانشگاه
کلمبيا به طور
مستقيم و
غيرمستقيم تحت
فشار قرار
گرفت که دعوت
خود را ملغا
کند.
کاخ
سفيد، شهردار
نيويورک، هر
دو سناتور ايالت
نيويورک،
برخي از
نمايندگان
اين ايالت در
مجلس
نمايندگان
آمريکا،
نامزدهاي اصلي
براي
انتخابات
رياست جمهوري (۲۰۰۸)
و اکثر
روزنامه هاي
ملي و ايالتي،
ضمن حملات مستقيم
به محمود
احمدي نژاد،
اقدام
دانشگاه کلمبيا
را تقبيح کردند.
دانشگاه
کلمبيا تسليم
نشد و دعوت
خود را ملغا نکرد.
مديران
دانشگاه با
تأکيد بر متمم
اول قانون
اساسي آمريکا (فرست
اَمندمنت) که
همان اصل
آزادي بيان
براي همه است،
تسليم فشارها
نشدند. رييس
دانشگاه
کلمبيا «لي
بولينجر» خود
يک حقوق دان و
متخصص نخستين
متمم قانون
اساسي است.
دعوت
کنندهء اصلي
از رييس جمهور
ايران، «ريچارد
بوليت» استاد
تاريخ و
مطالعات
خاورميانه در
دانشگاه
کلمبيا بود. او
نيز مورد
حملات شديد
منتقدان قرار
گرفت.
فشارهای
سياسی
در
شهري که
نهادهاي مالي
قدرتمند و
رسانه هاي چاپي
پرتيراژ آن ــ
نظير نيويورک
تايمز، ديلي
نيوز، و
نيويورک
پُست، از
مدافعان دولت
اسراييل
هستند، و
دولتمندان آن
نيز براي کسب
آراء بسيار
مهم شهروندان
يهودي، طبق
خواسته ها و
مقاصد سياسي
آنها عمل مي
کنند، خصومت
با دولت
اسراييل و
سياست هاي
آمريکا در
خاورميانه
کار آساني
نيست. آن عده
از استادان
دانشگاهها که
در کلاسهاي درس
و در سخنراني
ها و مقالات و
کتابهاي خود،
به طور علني
اسراييل را
آماج
انتقادات خود
قرار مي دهند،
تاکنون با
فشارهاي
بسيار روبرو
بوده اند.
استاد
فقيد دانشگاه
کلمبيا
ادوارد سعيد،
که خود متعلق
به يک
خانوادهء
مسيحي
فلسطيني بود،
از پرآوازه
ترين منتقدان
سياست هاي
آمريکا در
جهان به شمار
مي رفت. روزنامهء نيويورک
تايمز که از
حرفه اي ترين
و بالاترين
استانداردهاي
روزنامه
نگاري در جهان
پيروي مي کند و در
ميان رسانه
هاي آمريکايي
به جامعيت و
بي طرفي شهرت
دارد، به طور
غيررسمي
ادوارد سعيد
را ممنوع
القلم کرده
بود و به ندرت
در صفحهء عقايد
و نظريات ِ
بخش سرمقاله
هاي خود،
نوشته هاي او
را به چاپ مي
رسانيد. يک
بار در سال ۱۹۸۵،
در دفتر کار
ادوارد سعيد،
بمبي آتشزا منفجر
شد. با همهء
اين فشارها،
دانشگاه
کلمبيا
همواره پشت سر
او ايستاد و
از حق آزادي
آکادميک او براي
ابراز عقايدش
دفاع کرد.
انستيتوي
مطالعات
خاورميانه و
دپارتمان مطالعات
خاورميانه و
زبانهاي شرقي
در دانشگاه کلمبيا،
محل کار و
تدريس تعداد
زيادي از
استادان
منتقد
اسراييل است. مدافعان
دولت اسراييل
سالهاست که
چنين تبليغ مي
کنند دانشگاه
کلمبيا در
مورد مسايل
خاورميانه
رعايت بي طرفي
را نمي کند و
استادان آن به
طور عمده
مدافع جنبش
فلسطين اند. «آلن
درشويتز»حقوق
دان معروف
آمريکايي و
استاد
دانشگاه هاروارد،
طي يک سخنراني
در دانشگاه
کلمبيا گفت: «وقتي
که همهء جنبه
هاي مورد
اختلاف در
خاورميانه را
در ترازو
بگذاريم،
دانشگاه
کلمبيا بيش از
هرجاي ديگري [به
نفع
فلسطينيان] دچار
عدم توازن است.»
(روزنامهء «نيويورک
سان»، ۸
فوريهء ۲۰۰۵) آلن
درشويتز چندي
پيش به طور
مشروط از رسمي
کردن شکنجه
توسط
سازمانهاي
امنيتي
آمريکا دفاع
کرد و براي آن
توضيح يا
توجيه تئوريک
و حقوقي فراهم
نمود.
يک
مورد از تفتيش
عقايد
در
زمستان سال ۲۰۰۴
و نيمهء اول
سال ۲۰۰۵، زير
فشارهاي
تبليغاتي چند
سازمان
راستگراي
يهودي (صهيونيستي)،
تعدادي از
استادان
دانشگاه
کلمبيا مورد
پيگرد ِ شبه
پليسي و تفتيش
عقايد قرار
گرفتند. سازماني
به نام «پروژهء
ديويد» با
ساختن يک
فيلم
مستند
دربارهء دانشگاه
کلمبيا، و با
سازمان دادن
دانشجويان
طرفدار اسراييل،
کارزار
تبليغاتي
وسيعي را عليه
استادان
مطالعات
خاورميانه در
دانشگاه
کلمبيا به راه
انداخت.
گروهي
از دانشجويان
راستگراي
يهودي ادعا کردند
که در کلاس از
سوي استادان
خود مورد
ارعاب قرار
گرفته اند و
حق انتقاد از اعراب
و فلسطينيان
به آنها داده
نشده است. شوراي
شهر نيويورک
تهديد کرد که
دست به تحقيق گسترده
اي در دانشگاه
زده و عملکرد
استادان مورد
نظر را از
نزديک وارسي
خواهد کرد. چندتن
از نمايندگان
نيويورک در
کنگرهء آمريکا
تقاضاي اخراج
استادان مورد
نظر را کردند.
هدف
کارزار تفتيش
عقايد و
اخراج، در
وهلهء نخست دو
استاد
دپارتمان
مطالعات
خاورميانه، «جوزف
ماساد» و «حميد
دباشي» بودند. اما
در آن کارزار
که به همهء
رسانه ها
کشيده شد و
توسط سازماني
صهيونيستي به
نام «ديده بان
دانشگاه» (کمپوس
واچ) پي گرفته
مي شد،
استادان ديگر دانشگاه
کلمبيا نيز
هدف قرار
گرفتند، از
جمله جورج
صليبا (استاد
تاريخ علوم در
اسلام و
خاورميانه)،
نيکلاس جنوا (استاد
انسان شناسي) و
خانم جانت
ابولوقود (استاد
انسان شناسي). وزارت
آموزش و پرورش
شهر نيويورک،
رشيد خالدي،
استاد سرشناس
دانشگاه
کلمبيا در
رشتهء مطالعات
عربي را از
برنامهء
تربيت معلم
براي دبيرستانهاي
نيويورک، حذف
کرد. از
استادان
معروف ديگري
که در اين
زمينه در کلمبيا
تدريس مي کنند
مي توان از
محمود ممداني
مولف کتاب «مسلمان
خوب، مسلمان
بد» نام برد که
او نيز از
منتقدان
سياست هاي
نواستعماري
در خاورميانه
است.
«آزادی
بيان» تا کجا؟
در
تمام اين
موارد،
دانشگاه
کلمبيا پشت سر
استادان خود
ايستاد و از
حقوق آنها در
امر آزادي
بيان دفاع کرد.
اما دانشگاه
کلمبيا نيز
همانند
بسياري از نهادهاي
خصوصي آموزشي
با محدويت
هايي مواجه است
که به طور
بالقوه ضوابط
و پرنسيپ هاي
آزادي بيان را
تهديد مي کنند.
دانشگاه
خصوصي کلمبيا
درآمد خود را
از طريق اهداييه
هاي دولت
آمريکا، و
نهادهاي مالي
و سرمايه
گذاراني
دريافت مي کند
که به طور
عمده گرايش
هاي سياسي
راستگرايانه
دارند. در
ايالات
متحدهء
آمريکا،
مسؤوليت اصلي
رييس يک
دانشگاه،
ابقا، تداوم و
گسترش منابع
مالي و سپرده
هاي آن
دانشگاه، از
طريق حفظ
ارتباط با
هيأت امنا و
سرمايه
گذاران بزرگ
است.
در
شهر نيويورک،
که بهاي زمين
و ساختمان از
زمرهء گران
ترين ها در
جهان است، دو
دانشگاه خصوصي
اين شهر، يعني
دانشگاه
نيويورک (NYU) و
دانشگاه
کلمبيا،
بيشترين
مستغلات را
دارا هستند. چنانچه
هيأت امنا و
تأمين
کنندگان
منابع مالي به
دانشگاه فشار
وارد کنند،
اين فشار مي
تواند در
سياست هاي
استخدامي و در
برنامه هاي
درسي تأثير
گذار باشد.
همانطور
که در ابتدا
گفتيم، کسي که
در وهلهء اول،
دعوت از آقاي
احمدي نژاد را
مطرح کرد و اين
دعوت را به
جريان
انداخت، يک
استاد رشتهء
تاريخ و
مطالعات
خاورميانه
بود به نام «ريچارد
بوليت». پرفسور
بوليت در
تاريخ ايران
تخصص دارد. رويکرد
او به اسلام
از زاويهء
انسان شناسي
فرهنگي است. ريچارد
بوليت اعتقاد
دارد
درمطالعهء
اسلام نـبايد
جايگاه نخست
را به شريعت (قرآن
و احاديث و
نخستين
جامعهء سياسي
صدر اسلام) داد،
بلکه برعکس
بايد نخست از
زندگي
اجتماعي مسلمانان
در مکانها و
زمانهاي خاص و
مشخص آغاز کرد
و تنوع عقايد
و رفتار مسلمانان
را در عمل و
زندگي روزمره
به ثبت رساند. او
در زمينهء
اسلام شناسي
دو کتاب و
مقالات متعدد
به چاپ رسانده
است. ريچارد
بوليت از
حاميان
انقلاب ايران
و جنبش فلسطين،
و از منتقدان
سرسخت سياست
هاي دولت آمريکا
در خاورميانه
است. در يکي از
برنامه هاي
آيندهء
نيلگون به
معرفي
ديدگاههاي او
خواهيم
پرداخت. ///
لينک
هاي مرتبط
عبدی
کلانتری، احمدی
نژاد برنده روز
اول کارزار
تبليغاتی
درنا
کوزه گر، احمدي
نژاد در
نيويورک؛
حضور پر سر و
صداي رسانهاي
مهدی
جامی، ايران
احمدی نژاد
نيست
|