۹ ژانويه ۲۰۰۷

بازهم شبح حملهء نظامي به ايران

 

به دنبال تصويب قطعنامهء شوراي امنيت عليه ايران دائر بر تحريم معاملاتِ اقتصادي که به توليدِ سوخت هسته اي مربوط مي شود، فشارهاي ديپلماتيک بر ايران افزايش مي يابد. با در نظرگرفتن واکنش ايران در سرپيچي از اين قطعنامه، ، بار ديگر در بعضي از رسانه هاي غرب صحبت از احتمال حملهء نظامي به ميان مي آيد. روزنامه هاي ساندي تايمز و جروزالم پست حتا از احتمال استفاده از سلاحهاي هسته اي تاکتيکي توسط اسرائيل گزارش دادند.

 

روزنامهء اسرائيلي جروزالم پست ديروز نوشت با وجود آنکه گزارش مربوط به آماده شدن اسرائيل براي حملهء تاکتيکي هسته اي به نطنز و اراک در ظاهر غير محتمل به نظر مي رسد، اما نبايد اين گزارش را ناديده گرفت. اين روزنامه مي نويسد: با آنکه سياست رسمي دولت اسرائيل دفاع از راه حل ديپلماتيک است، هيچ شک و شبهه اي نيست که ارتش اسرائيل ــ به ويژه نيروي هوائي ــ دارد خود را براي روزي آماده مي کند که اسرائيل ممکن است تصميم بگيرد عليه تسهيلات اتمي جمهوري اسلامي ايران، اقدام به حملهء نظامي کند.

 

آيا در اين سناريو احتمال استفاده از بمب هاي اتمي عليه ايران وجود دارد؟ در گزارش ساندي تايمز آمده که ارتش اسرائيل مشغول تعليم استفاده از کلاهک هاي کوچک اتمي است که ظرفيت تخريب آنها براي نابود کردن تسهيلات ايران کافي است، اما آن اندازه قوي نيستند که باعث کشتار جمعي شوند. طبق گزارش جروزالم پست، هدف چنين حمله اي محدود به مرکز غني سازي اورانيوم در نطنز، مرکز آب سنگين در اراک و مرکز تکنولوژي اتمي در اصفهان خواهد بود. وزارت خارجه اسرائيل اين گزارش را تکذيب کرده است.

 

وزير امور خارجهء بريتانيا خانم مارگارت بکت در مقاله اي (جروزالم پست، ششم ژانويه) نوشت، به چه دليل ايران از نيروي نظامي اش در يک برنامهء به ظاهر غيرنظامي استفاده مي کند؟ چرا هنوز هم ايران از دادن اطلاعات مربوط به معاملات غيرقانوني اش با شبکهء عبدالقادر خان اجنتاب مي کند، همان شبکه اي که کمک کرد تا کرهء شمالي صاحب قدرت اتمي شود؟ چرا ايران آزمايشاتي با پلوتونيوم شمارهء دويست و ده کرده که فقط به مصرف انفجار اتمي مي خورد و نه توليد برق؟

 

خانم مارگارت بکت مي نويسد، دولت ايران با سرپيچي از قطعنامه هاي شوراي امنيت سعي دارد روش خود را همچون سياست ملي دکتر مصدق وانمود کند که عليه شرکت هاي نفتي بريتانيا، از حقوق مسلم ايران دفاع مي کرد. اما دکتر مصدق فردي بود پابند به قوانين و مدافع دولتي که به مردم پاسخگو باشد. دولت فعلی ايران تاکنون به ميراث مصدق بي اعتنا بوده و حتا خياباني به نام او در تهران نيست، در حاليکه خياباني به نام خالد اسلامبولي که قاتل انورالسادات رهبر مصربود در تهران وجود دارد. خانم بکت مي نويسد دولت ايران برخلاف مصدق، به منافع مسلم مردم ايران خيانت مي کند.

 

روزنامهء جروزالم پست ديروز نوشت اگر ايران براي موجوديت اسرائيل تهديدي جدي باشد، همانطور که اهود اولمرت ادعا مي کند، و اگر صحت داشته باشد که اسرائيل موفق به ساختن کلاهک هاي اتمي با ظرفيت محدود شده، در آنصورت بايد پذيرفت که استفاده از آنها نيز به طور قطع هم اکنون مورد بررسي است.

 

عبدی کلانتری ـ براي بخش فارسي صداي آلمان

http://www2.dw-world.de/persian/iran/1.209484.1.html