Signed 43 times

فرستنده :    منصور كاشفي


بنده به نظرم ميرسد كه تشخيص دو پزشك متخصص ”امراض تحتاني“ در فوق در مورد بيماري آقاي محمد نورالهي كافي نيست و دخالت يكي دو پزشك متخصص امراض فوقاني هم ضروري ست. چون اين فرمايشات پريشان و بي سر و ته ايشان نشان مي دهد كه در وضع روحي بحراني بسيار بدي هستند خداوند همهء مرضا را شفا بدهد. آمين.


فرستنده :    امير هوشنگ انتظاري


آقاي كاشفي ، من گمان نمي كنم كه متخصصان امراض تحتاني و فوقاني به تنهايي كافي باشند، زيرا پايين و بالاي آقاي نورالهي چنان به هم ريخته و با هم قاطي شده است كه اين دو گروه متخصص بايد در يك جلسهء مشاوره باهم تصميم بگيرند و تازه من تصور نمي كنم كه علم پزشكي هنوز به آنجا رسيده باشد كه در مورد چنين شخصي بتواند كاري بكند. مؤيد باشيد


فرستنده :    محمد نورالهي


بسم الله الرحمن الرحيم /// توضيحاًبه عرض آقاي كاشفي درمورد صحبتشان در موضوع اينكه براي سلامت من به دخالت يكي دو پزشك متخصص امراض فوقاني هم نياز هست يا آقاي انتظاري كه گفته اند متخصصان امراض تحتاني و فوقاني به تنهايي كافي نيستند بايد بگويم كه ظاهراًهردو به خطا رفته اند چرا كه آن دو پزشك قبلي اولاً در مقام علت يابي براي مرض روان پريشي من تشخيص بيماريanusopyragia داده بودند .///در ضمن از نگراني تمام آقايان براي بيماري يك جوان هموطن خود كمال تشكرخود را ابراز مي دارم .


فرستنده :    محمد نورالهي


به نام يزدان پاک ///به استحضار مي رسانم قسمت آخرانتقاد از آشوري در محل مقاله ي خود او وارد شد4/9/1383 .


فرستنده :    غلام علي کشاني


بابا تو را به هر چي که قبول داريد دست ازين مريض يابي ها برداريد و حداقل همين يک تپه را سالم بگذاريد که برايمان بماند و قبل از هر چيز به جاي مسخرگي و تحقير آدمي که(مثلا) کمتر از ما مي داند، چراغ را به سمت درون خودمان نشانه برويم و نه ديگران. مسيح را به ياد بياوريم که حد اقل يک حرف درست و درمان زد: اي نادان، تير در چشمانت،مي خواهي خاشاک را از چشم برادرت بيرون بکشي؟ ديدگانتان پر بصيرت تر باد.


فرستنده :    سيد حسام فروزان


چرا دوستاني که داعيه نقد تفکر فرديد را دارند حتي يک کلمه درباره کتاب سيد عباس معارف « نگاهي دوباره به مبادي حکمت انسي» حرفي نمي زنند؟ چرا همه منتقدين کتاب ديدار فرهي را بهانه کرده اند؟ مگر فرديد خودش آن کتاب را چاپ کرده است؟ اگر فرديد مي خواست بنويسد در سالهايي که زنده بود مي نوشت. کتاب ديدار فرهي حاصل فرصت طلبي يکي از شاگردان فرديد است. اگر واقعا دوستان مي خواهند بدانند حکمت انسي چيست کتاب سيد عباس معارف را بخوانند. البته بعيد نيست که آن را هم پريشان گويي بخوانند


فرستنده :    سيد حسام فروزان


لطفن امکان ارتباط من را با اقاي نيکفر فراهم کنيد mahanmz22@yahoo.com


فرستنده :    بدون نام و ايميل


به نام خدا. آقاي آشوري گفته "شريعتي و فرديد متفکر به معناي دقيق کلمه نبودند". ايشان يا خودش را متفکر به معناي دقيق کلمه مي داند يا نمي داند. اگر نمي داند که مثل خود آنها است. اگر مي داند لطفا ادعايش را اثبات کند.


فرستنده :    بدون نام و ايميل


به نام خدا. آقاي آشوري گفته من نسبت به سالهاي قبل عوض شده ام. آيا يعني ايشان الان نماز مي خواند؟ آيا خانواده ي محترمش حجاب دارند؟ ايشان از منزلش در فرانسه قصد دارد ما را از جهان سوم خارج کند؟


فرستنده :    بدون نام و ايميل


به نام خدا. آقاي آشوري در منزل خودش تصميم مي گيرد حرف "ي" که زيرش دو نقطه باشد را براي فلان صدا يا فلان حالت به کار ببريم؟ و اما با اين که روزنامه ي شرق حق دخل و تصرف و اختصار گفت و گو با آقاي آشوري را ندارد صد در صد موافقم. مطبوعاتي ها گويا قسم خورده اند حتا يک پاراگراف مطلب را بدون قلع و قمع چاپ نکنند.


فرستنده :    بدون نام و ايميل


به نام خدا. بحث حقوق بشر البته محترم و مهم است. اما حقوق الاهي چه طور؟ آيا حقوق الاهي بي معنا است؟ گويا پارلمان اروپا گفته که برايش بسار بسار مهم است که هر مردي بار هر مردي و هر زني با هر زني و هر مرد و زني بايد بتوانند در صورت تمايل با هم ارتباط جنس داشته باشند. خب. موضع خانم شيرين عبادي و شهلا لاهيجي و شهلا شرکت و مهرانگيز کار در برابر اين حرف چيست؟


فرستنده :    بدون نام و ايميل


من به عنوان نسل سوم از مبارزين در برابر انديشه ي جعلي ولايت فقيه به شما خسته نباشيد مي گويم


فرستنده :    efsha


Type your message here. از افشا: در اين مقاله به هنر آفرينش شاعر و معچزه اي که کرده است اصلا توجه نشده است و با يکسان تصور کردن حافظ با افراد و نابغه ندانستن وي سعي در کوچک شمردن اين جنبه شخصي و نبوغي حافظ شده است ، اگر چه ممکن است ناخودآگاهانه باشد. غزل با سعدي به اوج رسيد و پايان يافت ، اگر حافظ هم غزلياتي داشته است و هم رديف غزليات سعدي پذيرفته شده است، فقط يک معجزه بوده است.نه فقط معجزه شاخ نباتي و خرافاتي بلکه معچزه در اثر آفرينش حافظانه و عوض کردن محتواي غزل و بکار گيري شگردهايي که در تاپيک (چرا حافظ محبوب است به بعضي از آنها پرداخته ايم). در ضمن رند هيچ مفهومي مستقل در شعر حافظ ندارد الا آدم زبر و زرنگ و در پي اهداف خود، همان مردرندي خودمان در روزگار فعلي است.مثلا ميدانيم که در اشعار حافظ مستحب براي اميرمبارزالدين رياکار بکار رفته است و حافظ اين آدم بد را هم رند مينامد: اي دل طريق رندي از محتسب بياموز مست است و در حق او کس اين گمان ندارد رند بودن مهم نيست آنچه حافظ مهم ميشمرد پارسايي و حق جويي و تکريم (رندان پارسا) ست. حافظ عزيز است چون پارسا زيسته است و اين خودش افسانه اي: با مدعي مگوئيد اسرار عشق و مستي تا بي خبر بميرد در درد خود پرستي البته ارتباط حافظ را با زمان خودش و تحصيلات و آموزشش بايد در نظر گرفت و اين کتب هم که نويسنده(آقاي آشوري) اشاره کرده اند، بنظرم در نوشته استاد زرکوب خويي در باره حافظ مرقوم گرديده است. که در زمان حافظ مورد تدريس قرار ميگرفته است تاپيک چرا حافظ محبوب استرا در لينک زير ببينيد: http://www.ghoroob.com/forum/showthread.php?t=3466


فرستنده :    bahar mohamadykia


Type your message here.با سلام چنين نوشته اي در فضاي فكري امروز بسيارلازم است اما در اين نوشته نتيجه خاصي حاصل نشده است و در اين ميان به ادله هاي تا ريخي آن طور كه موضوع مي طلبد پرداخته نشده است.


فرستنده :    احمد زاهدي لنگرودي


وب سايت بسيار وزين و خواني است / خسته نباشد / برايتان يک مقاله خواهم فرستاد


فرستنده :    maziar okhowat


az harfhaie fazelaneie aghaie mirsepasi besiar lezat bordam va besiar moshtaghe khandane neveshteha va harfhaieshan hastam.


فرستنده :    مازيار


بسيار خوشحالم كه سايت نيلگون را پيدا كرده ام.به نظر من گلچيني ديدني و خواندني از حرفها و جستارهاست.فقط حيف كه مدتي ست مطلب جديدي منتشر نكرده است.تشنه ي خواندن مطالب جديد هستم بخصوص از دانشمندان بزرگي مثل آرامش دوستدار و محمدرضا نيكفر.در كشور خشك و خالي ما:ايران نظرات اين دو فرهيخته ي گران قدر واقعا گلوي تشنه مان را سيراب مي كند.كاش دسترسي به كتابهايشان نيز برايمان ميسر بود.


فرستنده :    Hossein Homayoonfar


How could I email an article to Nilgoon ?


فرستنده :    عبدي کلانتري


آقاي نادر اميد
آدرس نيلگون اين است:
Nilgoon_org@yahoo.com

ممنون


فرستنده :    Oufmaleki Nesar


ba salam ba gardanendagan nilgoon! umidwaram ta kar e porbar e tan dar in site hamchonan idama beyabad. az inke tawanestam ba gooshe az andeeshah hai nawisendeh aagah wa andishmand Dostdar Aaramesh ashnaiee beyabam jahane sepass. chand salle est ke peramoon hawamel badabakhti wa tira roozi ma farsi zobanan( man Afghani astam) andeesheedam wa islam ra ba masabaee yaki az hawamel na shoogoofaee sakht baja mandee deyar am shenakhtam. wa imrooz ha ke shenakht nesbatan zharftari ba andeesh hai gharbi hasel karda am ba rasti wa woozooh mibinam ke porsidan az aan aghaz ta imrooz amre mamnoh dar tamemi zaminah hai farhangi ma farsi zoobanha ast wa in basa rishadartar az aan ast ke dar negah e nokhst ba chashem mikhorad. dar sorat imkan baraitan noweshtahaeem dar baree jeryanat roshanfikri Afghanistan ra mifrestam.


فرستنده :    حميد پيماني


وب سايت بسيار پرباري ست. آن را به دوستان بسياري معرفي كرده ام. خوب است كه گرافيك و بخش بندي آن را حرفه اي تر كنيد. چون به نظرم بخش بندي كنوني چندان دقيق نيست. اميدوارم پاينده باشيد. اين بهترين أرزويي است كه مي توانم برايتان داشته باشم.ر.


فرستنده :    مراد


عکس هاي قسمت vertigo را بي زخمت بيشتر کنيد.


فرستنده :    Amir Assadi


Ketabe "Das Denken der Inhumanität, eine onthologische Auseinandersetzung mit Martin Heidegger" neweshteye Hassan Givsan dar tirage dowom chap shod. Be alaghmandan be tafakore M. Heidegger ke be zabane Almani ashnai darand, in ketab (ca. 900 safhe)tosiye mishawad. Professor Givsan filsuf wa Physiker irani dar Alman mibashad.


فرستنده :    Ali Karimi


Ba Salam. Omidvaram Neveshteh Man Beh Khondanash Biarzad. زنگ بيداري گمان ميکنم که ما مدتهاست از مبدا خلق حقايق وامانده ايم ودوران ما گويا تنها دورهُ کشف و بازيابي ارزشهاي بازمانده و همزمان بازبيني دانش بشري در همهُ زمينه هاست. روندي که البته همچنان در راهست و بسياري از نهفته ها هنوز روي دست ما مانده است؛ امٌا انسان همچنان که پيش ميرود و گام بگام خود را از آموزه هاي آنسوي اين جهان و پيش داوريهاي جزمي رها مي کند؛ بدرجه اي از قطعييت نسبي در ميدان ديد و چالش خويش ميرسد؛ که توانايي هايش را هم ي زمينه ها؛ پي در پي افزايش داده است. درد و رنج و کاستيها که پيش از اين بر پايهُ باورهاي باز مانده از دوران کاپيتانهاي آسماني گمان ميرفت بنا بر مشيتي ازلي با حکمتي داهيانه در جسم و جان آدم خاکي تعبيه شده, يکي پس از ديگري شناخته و درمان ميشود که پيامدي جز کاستن از بخشي از کاستيها و خرسندي دريافت کنندگان آن خدمات پزشکي نداشته است.نيروهاي نهفته در هستي کشف ميشوند تا انسان سروري سزاواز خويش را که بنا حق از او ربوده شده باز يابد. دانش زيست شناسي و شيمي آلي با شناخت سازوکار ذرات جنبنده و سازنده هستي؛در آفرينش انسان و حيوان و گياه دست مي برد و موجود زنده خلق ميکند.کاري که پيش از اين در قلمرو قدرت خدايان بود. همين جا نگفته نگذاريم که دانش و هوشمندي انسان در حوزه هاي نظامي به خلق ابزارهاي کشتار جمعي و هدر رفتن سرمايه هاي انساني گرايش داشته است؛ که خود از پيامدهاي بيعدالتيست. فن آوري اطلاعاتي و ارتباط جمعي در حالي که شناخت ما را از حال و روزگار هم سهلتر ميکند,همزمان و با فرايندي گسترده در خدمت نظام کالايي و بهرکشي انسان از انسان در امده است.که همچنان ارزشها و سرمايه هاي مليوني را از چنگ صاحبان حقيقي آن ميربايد. و شهروند عادي در همه جاي جهان خود را در اقتدار اين قدرت شبه اسطوره اي ميابد اواحساس ناامني ميکند چرا که حقيقت تلخ روزمره زندگي با پيامهاي شيرين رستگاري و پارسايي در روزهاي نيايش همخواني ندارد و نمي داند چرا. ارزشهاي ماوراء طبيعي که پيرامون ما را گرفته اند؛ در شکل دادن نظام بيعدالتي شريکند و در بيراه بردن انسان نقش بي چون و چرايي دارند.ارزشهايي که در روزگار خويش بيگمان کارساز و پسنديده بودند.آنها با نقد قدرت وقت و نظامات پيش از خود؛ به جا به جايي نقش انسان در جامعه پرداختند و توانستند ارزشهاي ديگري را پي ريزي کنند که پاره اي از آنها همچنان باعتبار خود باقيست.و پاره اي پيش از اينها ميبايست بگورستان تاريخ سپرده ميشدند. دين اسلام يکي از اين نمونه هاست؛ که با لغو بسياري از ارزشهاي پيشين جامعه آن روز, برابري و برادري انسان مسلمان را با هر رنگ و نژاد و زبان ندا داد, و با کاهش توان و سروري روساي قبايل و اميران, کارانتقال قدرت به رهبران مذهبي و و متوليان سنت و طريقت ديني را ممکن ساخت. که بعدها براندازي همين انديشه خود در دستور کار نو انديشان قرار گرفت. يا ظهور (من) در ديالوگهاي فلسفي و اجتمايي ؛ که با آن ما مفهوم رونسانس در غرب را ميشناسيم؛ که خود يکي از پايه هاي برتري انسان نيمکره غربي بوده است. آنچه امُا نظام هستي ما را روي پاي خود نگاه داشته شايد تداوم نابرابريست. امروز ما شاهد شکوفايي روابط کالايي و گستره ي بازاريم؛ که در آن با انسان نه براساس نفس انسان بودن و ارزشهاي ذاتي وي روبرو ميشوند بلکه مقام و منزلت هر چيز را درموقعيت مبادله اي آن ارزيابي ميکنند.و هر قداستي بجز ارزش افزوده و کسب سود بيشتر براي نظام کالايي نامفهوم و مردود است. اينچنين است که انسان خردمندانه پاسخ پرسش را نه در نظامات پيرامون خود و در کاينات که بروي همين سياره و در ميان خويش ميجويد. وما حالا ديگر در ميانه ي ميدانيم نه در کناره؛ و آنکه ميگويد لنگش کن از وادي وهم ميايد و هيچگاه دستي بر آتش نداشته.آن (coach) بازيهاي داهيانه مال جماعتي خل وضع بود که با ابلهي هوار ميکشيدند که ميتوانند؛ ما را در مسابقه با غول و ديو و جن بپيروزي برسانند. و مال و ناموس ما از دست گوريلهاي حکومتي نجات دهند.که سياهه ي تبه کاريهاي حاکمان و استمرار تيره روزي انسان ساده لوح را تاريخ تا حدودي ثبت کرده و در خدمت شماست.اينها ديگر ربطي بانسان عصر امروز ندارد. جهانواره گي چيزي جز منزلگاهي از خيال و خاطره نيست . منزلگاهي که ما را از رفتن و رسيدن باز مي دارد. تنها با گسست از اين شبه جهان دروغين است که ميتوانيم از کثرت رنجهاي خود بکاهيم و خود را خردمندانه بازسازي کنيم. اين جهان واقعي باهمه ي خوبي و بديهايش ديگر ما را از مراجعه باصل مرجع و دائرةالمعارف هاي همه چيز دان باز ميدارد. چرا که مصالح تغيير شرايط زيست محيطي ما که شامل موقعيت اقتصادي ؛ اجتماعي ؛ فرهنگي و سياسي مي شود ؛ هم اکنون اگر نه در دسترس همگان ؛ بلکه در اختيار بخشهايي از ساکنبن کره خاکي قرار دارد. وانسان امروز در پي نفي نقش پير و مرشديست. سمت و سوي همه ي فعاليتهاي فيزيکي و رواني انسان امروز بايد براي اين باشد تا فاصله ي آرزوها و تصورات او را براي رسيدن بخواسته هاي برحقش کوتاهتر کنند و انسان موقعيت بسرقت رفته را دوبار بر زمين باز يابد علي کريمي. Karimi49@hotmail.com


فرستنده :    محمد نورالهي


به نام خداوند پريروز و پس فرداي تاريخ// عرضه ي مقاله به صورت پي دي اف انتخاب بسيار بدي است چون دست کاربر را در استفاده از آن بسيار مي بندد . خوب است مقاله ها را به شکل اچ تي ام ال عرضه کنيد.// در وب لاگ من هم مطالبي مترجم و مؤلف از و درباره ي هايدگر وجود دارد:// bijan-hekmatgoo.persianblog.com.


فرستنده :    فاطمه


شما احتمالا ديوانه يا غقده اي نيستيد؟ ....(با ديدن vertigo 8,9..........به شما عميقا توصيه ميكنم به دكتر مراجعه كنيدز|


فرستنده :    کاظم ارجمندي


فيلسوف گرانمايه جناب آقاي استاد پرفسور دکتر محمدرضا نيکفر ارجمند و گرامي. بنده مدام حسرت اقبال بلند!! شما را ميخورم که همسر محترمه که از کارمندان راديو صداي آلمان است و چپ برو راست برو با حضرتعالي مصاحبه و گفتگو مي کند. خداوند بزرگ و ايزد متعال از اين شانس ها به ما نداده تا اين رطب و يابس شما را هم تحويل خلق الله بدهيم. خدا شانس بدهد.


فرستنده :    s_saffari


dear mr Ashouri:world is more beautyful with u and ur thinks.be the eternal in iranian history. ur sincerelly saffari


فرستنده :    mehdi


salaam man e.mail ostad aramesh doost daro mikhastam. ba ehteram e.mailam marala50000@yahoo.com bedroud


فرستنده :    Dariush


اميدوارم ادامه کارتان را شاهد باشيم.


فرستنده :    meysam


az maghalate karbordie shoma motashakeram.


فرستنده :    ا.م.


آقاي کاظم ارجمندي جمع آوري اينهمه القاب جلو نام م.ر.نيکفر نشانه ي چيست؟:حسادت و حقارت ؟ با احسساتي چنين زمخت و بازدارنده اگرشما اقبالي چون نيکفر نيز مي داشتيد بيقين نمي توانستيد چيزي باارزش به شنونده ياد دهيد. آيا شما از گفته هاي او چيزي ياد نگرفتيد؟ وشايد طلب خرد و فروتني پسنديده تر از طلب خوش شانسي باشد.


فرستنده :    f.mehrad


درود دوستاني كه درايران هستيد براي تهيه كتابهاي آرامش دوستدار به اين آدرس emailبزنيد aramesh_3000@yahoo.com


فرستنده :    Kawan.


ba salam.man mikhaham bedanam chegooneh mitavanam be maghalateh aghayeh Dariush Ashoori be zabane English dast biabam.lotfan dar in mored mara rahnamayi konid.e.maile man hast: ganjesookhteh@yahoo.com


فرستنده :    داريوش آشوري


پاسخ به آقاي کاوان من يک نويسنده ي فارسي زبان هستم و تنها گاهگاهي به ضرورت چيزهايي به زبان انگليسي نوشته ام. از جمله چند مقاله اي براي دانشنامه ي ايرانيکا در باره يِ «دايرة المعارفِ فارسي»، «محمد باقر هوشيار» و «نيچه و ايران». مقاله هاي ديگري هم براي برخي کنفرانس هاي بين المللي که در آن ها شرکت داشته ام نوشته ام که منتشر نشده اند. ولي يکي از آن ها که در سال 2002 براي سمينار نيچه در آرشيو اودر شهر وايمار نوشته بودم(با عنوانِ «به خانه بازآمدنِ زرتشت») بناست امسال در کتابي از سوي آن آرشيو منتشر شود.


فرستنده :    a_reza539


سلام خدمت دوستان عزيزم


فرستنده :    soheil saffari


aghaye ashouri aziz lotfan pasokhe mahmoode sadri ra dar avvalin forsat bedahid.dar zemn pasokhe mofassali be jaryane erfanize kardane nietzscheye kabir (be vighe amsale hamede Fooladvand) marghoom farmaid . eradatmand shoma


فرستنده :    داريوش آشوري


پاسخ به a_reza 539 آقاي انوشه در همين سايت نيلگون پاسخ درست و کافي به آقاي صدري داده اند(نگاه کنيد به بايگاني مقاله ها) به حرف بيشتر نيازي نيست.


فرستنده :   


سلام براي دختر هاي يراني خوش روي


فرستنده :    م.ح


آقايِ نورالهي محترم. چه خوب بود پيش از نشر چنين نقدي با استاد خود درويش ميرشکاک مشورت مي کرديد. اگر مديحه ي درويش را در همين صفحه خوانده باشيد درويش نيز معترف است که "شگفتا! کسي که هيچ کتابي از وي در دست رس نيست ..."، و اين البته با انبوهي از نوشته ها که آن جناب از فرديد برشمرده ايد، سازگار نيست. من، مدايح درويش را بيشتر درست مي دانم چرا که هر چه باشدايشان "علم اليقين را از آن بزرگوار(فرديد) فراگرفته" اند و" دانشي را که نه در کتاب ها يافت مي شود و نه در نزد مدعيان حکمت، از آن بزرگمرد فراگرفته" اند. در پايان درويش و شاگرد نو آموزش بد نيست بدانند مديه سرايي و صدور حکم تکفير همان شيوه معرکه گيران دربار قاجاري ست که نان از سفره ناداني مردم مي خوردند. گفته بوديد جوابي به نوشته ي من بدهيد و به اين ترتيب براي نوشته ي خود رسميت مي طلبيد. تنها اين جواب رامي توان به شما و البته به درويش ميرشکاک داد که "برو اين دام بر مرغ دگر نه/که عنقا را بلند است آشيانه". پايان


فرستنده :    نورالهي


به نام خداوند پريروز و پس فرداي تاريخ __ خوب است مقالاتي را که در اين پايگاه مي گذاريد اچ تي ام ال باشد نه پي دي اف چرا که کار با پي دي اف براي ما که مي خواهيم روي متنها کار کنيم ممکن نيست. در ضمن آقاي م.ح. خوب است نقلي سخن نگوييد عقلي سخن بگوييد.


فرستنده :    فرنوش


نوري جان همه که نقل و عقلشون به هم نميگه ... نخور. آدمايي هم هستند که نقلشون با عقلشون يکيه.


فرستنده :    Man


I think you should talk about underground modern movement in Iran. e.g gay movement. Have you seen pglo website? have you read thier magazine? how about MAHa magazine?? You can find them in this website: http://www.pglo.org/